تبلیغات
رندانه - کوروش شاه پادشاه تمام دنیا-پدر ایران زمین سال روزت مبارک
بنام اهورا مزدا که هرچه داریم از اوست.به یادش باشید تا شما را یاور باشد.

کوروش شاه پادشاه تمام دنیا-پدر ایران زمین سال روزت مبارک

نویسنده :کامران ریاضی
تاریخ:سه شنبه هفتم آبانماه سال 1392-00:10


از فرمایشات شاه شاهان

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند
.

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید

.


سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

.


اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید



همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
***
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود
***
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد...، شاه چهار گوشه ی جهان
***
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد 
***
من برای صلح کوشیدم
***
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. 
***
فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند 
***
فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. 
***

"منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند،
شاه بابـِل، شاه سومر ، شاه چهار گوشه ی جهان
"



بنا به گفته گزنفون، تاریخنگار یونانی، موقعی که کوروش بزرگ فرمانده‌ی  ارتش پارس را به عهده گرفت، دسته‌ی  اصلی ارتش ، پیاده بود که بیشتر برای رزم از دور بار آمده و به تیر و کمان و زوبین و فلاخن مسلح بود. کوروش برای ایجاد و تقویت روح جنگاوری، به سی هزار نفر از سربازان پارسی که مطابق اصول تربیت کشور پارس دارای خصایل سپاهیگری برجست‌هایی بودند، دستور دادند اسلحه خودشان را به نیزه و شمشیر تبدیل كنند و به مبارزه از نزدیک و رزم تن به تن خو بگیرند.

آن دسته را «پیادگان سنگین اسلحه» می خواندند و سلاح اصلی ایشان عبارت از یک نیزه بلند، یک شمشیر یا تبرزین بود که با دست راست به کار می بردند و یک سپر کوچک که از ترکه‌ی  محکم بافته شده بود و در دست چپ میگرفتند و به سینه خود هم جوشن میبستند. سایر افراد پیاده به تیر وکمان یا فلاخن و زوبین مسلح بودند که در میدان رزم به عنوان دسته ‌های امدادی به کار میرفتند.

آنگونه كه از تصاویر و یافته‌‌های باستان شناسی بر میآید، ابزار جنگی این دسته از سپاهیان هخامنشی عبارت بود از: نیزه و تیر، سپر‌های كوچك و هلالی بافته شده از نی، سپر‌های بیضی شكل دارای یك برآمدگی فلزی در وسط به نام گل سپر كه معمولا تصاویر زیبایی بر آن نقش شد‌هاند، سپر‌های بزرگ و مستطیلی، دشنه‌‌های ایرانی كه دسته آن‌ها طبق عادت معمول ایرانیان به صورت سر یك جانور ساخته میشد، دشنه ای كوتاه به نام «اكیناكه» كه به كمر می آویختند، چاقو‌هایی كه دسته آن‌ها به شكل حیوانه‌ایی مانند شیر، گاو و بزكوهی ساخته شده بود و كمان كه مشخصه قومیت ایرانی بود، به همراه كمان دانی كه خاص ایرانیان بود.

سواره نظام

بنا به گفته گزنفون، کوروش در مدت اقامت در دربار ماد و در نخستین برخورد با سواره‌ای لیدی در نبرد « پتریوم » تشخیص داد که سواران پارس نسبت به سواره‌ای مادی و به خصوص سوار نظام معروف لیدی خیلی ضعیفاند، به همین جهت تعداد سوارهای پارسی را از دو هزار نفر به ده هزار نفر رسانید و برای تشویق و ترغیب جوانان به سواری و سوارکاری، مقرر داشت هر کسی که از دولت اسب می گیرد باید همیشه سواره حرکت کند و به مرکب خود مأنوس و علاقمند بشود و در حسن نگاهداری آن از جان و دل بکوشد و برای سوارکاران خوب امتیازها و جوایزی قائل گردید که در مسابقه ها به آنان اعطاء میشد.

ارابه های داسدار

یكی از اختراعات تازه ایرانیان در عصر پرتحرك سده پنجم پیش از میلاد اختراع «ارابه داس دار» بود. این ارابه از هر طرف نیزه و شمشیرهای تهدیدكننده و در مركز چرخها كارد‌های داس مانندی داشت كه نوك بعضی به طرف پایین و برخی دیگر به طرف بالا خمیده بود

این كارد‌ها هر چیزی را كه بر سر راه اسب‌های در حال تاخت قرار میگرفت،تكه تكه میكرد. در حقیقت ایرانیان پیروزی‌‌های خود را تا پایان سده چهارم پیش از میلاد مدیون این اختراع اند.

بنا به روایت گزنفون تا زمان کورش بزرگ ارابه ‌های جنگی معمول آن دوره را مطابق مرسوم «تروایی‌ها» میساختند و به کار میانداختند و این نوع ارابه‌‌ها بین مادی‌ها و آشوری‌ها و سایر ملت‌های آسیایی معمول شده بود. کورش در ضمن آزمایش آن‌ها دستور داد ارابه ‌های جدیدی بسازند که برای جنگ مناسبتر باشد. چرخ‌های آن ارابه‌‌ها را محکم تر و محور آن‌ها را درازتر از ارابه‌‌های قدیمی گرفتند تا از خطر خرد شدن چرخ‌ها و واژگون شدن ارابه‌‌ها بهتر جلوگیری شود.




تصویری را که مشاهده می‌‌کنید کوروشِ بزرگ (بنیان‌گذار و نخستین شاهِ هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد)، یکی‌ از چهار حاکمِ برجستهٔ تاریخِ دنیا نام دارد و یک نقشِ مرکّبی است از نقّاش و طراّحِ بزرگِ هلندی به نامِ مارتِن دِ وُس (Marten de Vos) که آنرا در سالِ ۱۵۹۰ میلادی کشیده است.

از این طرحِ بسیار زیبا در موزه مِتروپولیتنِ نیویورک (The Metropolitan Museum of Art, New York) نگهداری می‌‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  |  نظر بدهید

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر معروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵2۹ تا سال ۵5۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون و گسترش تمدن، شناخته شده‌است.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند. میراث جهانی یونسکو : مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای ‌مانده از دوران هخامنشی است که در ۱۳۵ کیلومتری شمال شیراز در منطقهٔ پاسارگاد استان فارس واقع شده‌است. این مجموعه دربرگیرندهٔ ساختمانهایی چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است. این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.



مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی ( ۳.۱۴ ) را دو هزار و پانصد سال پیش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است، از این عدد استفاده می كردند.

عدد پی( ۳.۱۴)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. كشف عدد پی جزو مهمترین كشفیات در ریاضیات است. كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی كنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.

«عبدالعظیم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد كه هخامنشیان دو هزار و پانصد سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»

هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترین مراكز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشكال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین كسی كه توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه كند، «غیاث الدین محمد كاشانی» بود. این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه كرد. پس از او دانشمندانی چون پاسكال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.

شاه كرمی با اشاره به این موضوع كه در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشكال هندسی بدون شناسایی راز عدد پی و طرز استفاده از آن غیرممكن است.»

داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می كند. این مجموعه باستانی شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش های خدماتی و مسكونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.

مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیكی شهر شیراز جای گرفته است.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1392ساعت   توسط مهدی هاشمی  |  2 نظر



سیر؛ نماد اهورا مزدا.. سبزه؛ نمادِ فرشته اردیبهشت و نماد آبهای پاک.. سیب؛ نماد ِ فرشته سپندار مذ، فرشته زن، نماد برادری و پرستاری.. سنجد؛ نماد ِ فرشته خرداد و نماد دلبستگی.. سرکه؛ نماد فرشته امرداد و نمادِ جاودانگی.. سمنو؛ نماد ِ فرشته شهریور .. سماغ؛ نمادِ فرشته بهمن و نماد باران است.



The Cyrus Cylinder

برای نخستین بار در تاریخ منشور کوروش بزرگ به آمریکا سفر خواهد کرد و در موزه های ۵ شهر عمده آمریکا به نمایش گذاشته خواهد شد. از نهم مارس ۲۰۱۳ (۱۹ اسفند ۱۳۹۱) تا دوم دسامبر ۲۰۱۳ در موزه های شهرهای واشنگتن، هوستون، نیویورک، سانفرانسیسکو، لس آنجلس. منشور کوروش بزرگ از زمان کشف در ۱۸۷۹ تاکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می شود.


از: عقیلی محمودی بختیاری

  استاد مؤسسه عالی علوم ارتباطات اجتماعی

یكی از شیرین‌ترین و در عین حال گمراه‌كننده‌ترین بحثهای تاریخی و سیاسی و جغرافیایی و دینی ، جابجا شدن نام جاها و شهرها و جهت جغرافیائی است. این جابجا شدن نامها به غیر از همنام بودن شهرها و جاهاست. زیرا ، شهرها و دیه‌ها و ناحیه‌های همنام بیشتر بر اثر كوچ‌كردن مردم از جایی‌به‌جایی و از كشوری به كشوری است ، كه نام شهر و دیار كهن خود را به جای نوین می‌گذاردند. چنانكه ایرانیان دریانورد و ماجراجو ، یا رنج‌دیده و رانده ، به هرجای گیتی كه كوچ می‌كردند نام شهر یا ناحیه خود را بر آن سرزمین می‌گذاشتند. مانند جایگزینی فارسیان به ویژه شیرازیان در كرانه‌های افریقا كه آنجا را خود زنگبار ، یعنی ساحل سیاه نامیدند و شهری را كه برای جایگزینی خود ساختند شیراز نام گذاشتند ( چند سال پیش پیرامون آنها در روزنامه‌ها مطالبی نوشته شد ). از آن گذشته ، شباهت بسیار برخی از نامهای جاها و شهرها دلالت بر كوچ مردمی از نقطه‌یی به نقطه‌یی دیگر می‌كند یا نشان نفوذ و رخنه آئین و فكر ملتی در ملتی دیگر است. مانند « میلان » در « آذربایجان » و « میلان » در ایتالیا « پاریس » در فرانسه و « پاریز » در كرمان و نیز خود واژه « كرمان » با « گرمان » یعنی سرزمین « ژرمن » یا آلمان و صدها نام دیگز از اینگونه كه همه نشان‌دهنده نفوذ فرهنگ یا آیین ملتی در ملتی یا حركت مردمی از سرزمینی به سرزمین دیگری است. اما اگر بخواهیم بدانیم این نامها از كجا به كجا رفته‌اند ، باید پیشینه ملتها و كشورها را وارسی و بررسی كنیم.  اگر چنین بررسی‌یی از روی ژرف‌بینی و بی‌غرضی انجام گیرد ، سرزمین « خُنیرس » Khonairas كه دل گیتی و مركز جهان‌آباد و شناخته‌ی روزگار قدیم بود سرچشمه اینگونه كوچها و آیینها شناخته می‌شود. ( این خود بحثی جداگانه است ) اما در خود ایران نیز این دگرگونیها و جابجاشدن نامها رخ داده كه بیشتر جنبه دینی و گاهی سیاسی داشته است. چنانكه واژه‌های خاور و باختر چندین‌بار جای خود را عوض كردند تا سرانجام امروز خاور كه در اصل به معنی مغرب است به مشرق معروف گشته است و باختر كه شمال‌شرقی و مشرق بوده‌است به جای مغرب بكار می‌رود ( نكته جالب اینكه شناخت مشرق و مغرب نسبت به جا و محل سكونت تاریخ‌نویس تعیین می‌شده‌است. چنانكه سرزمین بختیاری و انشان یا انزان برای نویسندگان یونانی ، مشرق بوده‌است زیرا آخرین حدی كه تا آنجا از مشرق زمین آگاهی داشته و یا رفته بودند همین بخش مركزی ایران بود ) 1 و همچنین خراسان كه به معنی ( خورآیان ) 2 و مشرق است به صورت نام ویژه در آمده است. اما یكی از جابجاشدن نام محل‌ها كه بسیار شگفت‌انگیز است نام « مازندران » است كه امروز به طور مطلق به بخشی از شمال ایران یعنی طبرستان گفته می‌شود و حال آنكه محل اصلی مازندران سرزمین یمن است ......



 تقریبا همه ی ما نام "فروهر" به گوشمان خورده، حتی خیلی از ما نشان "فروهر" را به گردن انداخته، از تندیس و یا تصویر آن در منزل یا محل کار خود استفاده میکنیم، اما اطلاعات زیادی درباره ی تاریخچه ی آن نداشته و حتی نمیدانیم این نشان، نمادِ چیست. فقط همین اندازه میدانیم که این نشان، یک نشان ملی است، و متعلق به ایران باستان و آریاییان است.


 چکیده ی تاریخچه ی فروهر


"فـُروهـَر" یا "فـَروَهـَر" و یا نام اصلیِ آن "فـَرَه وَهَر" (Farahvahar) در اصل نام آریاییِ "روح" در زبان عربی است. بیش از چهار هزار و پانصد سال پیش، زمانی که تقریبا تمام اقوام کره ی زمین سرگرم بت پرستی بودند و تمام وجود انسان را فقط و فقط همین کالبد خاکی و فانی میدانستند، درست در همین زمان، آریاییانِ باستان اعتقاد داشتند انسان غیر از کالبد خاکی دارای روح بوده و پس از مرگ، این روح از بدن فانی جدا شده و به جای دیگری رفته و به زندگی اش ادامه میدهد، آریاییان این منزلگاهِ پس از مرگِ روح را  "اَختران"  می نامیدند. نامی که آریایی ها برای آنچه که ما امروز بدان روح میگوییم انتخاب کرده بودند "فَرَه وَهَر" بود، و قدمت ساخت نشان "فره وهر" به بیش از چهارهزار سال پیش بازمیگردد. و جالب اینجاست که اعتقاد آریاییان به وجود "فره وهر" (روح) به پیش از زایش زرتشت بزرگوار باز میگردد، و این خود جای بس افتخار است. سنگ نگاره های شاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد.

 
به عقیده ی آریاییان، "فره وهرها" هر ساله در ماه فروردین به زمین آمده و برکات آسمانی با خود می آوردند، و روز سیزدهم فروردین دوباره به آسمان برمیگشتند، پس آریایی ها شبِ آخرین چهارشنبه ی سال را به بالای تپه ها رفته و با روشن کردن آتش مراسم باشکوهی را برگذار میکردند و به استقبال "فره وهرها" میرفتند (چهارشنبه سُهران)، سپس در روز سیزدهم فروردین برای بدرقه ی فره وهرها به دشتها رفته و جشن برپا میکردند (سیزده بدر).



اکنون که بطور خلاصه دانستیم "فره وهر" چیست، به توضیحات اندکی در مورد مفهوم این نشان ایرانی میپردازیم.



مفهوم نشان "فره وهر"
   
نکته بسیار شگفت انگیز درباره ی این نشان ملی ما ایرانیان آن است که ذره ذره ی این نشان دارای مفهوم و دانشی نهفته است. اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم : 


1 – چهر ی یک پیرمرد
قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکار و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند. بنابراین قرار دادن چهره ی یک پیرمرد به عنوان سرِ نگاره نشان از خرد و تجربه ی پیرمرد دارد. 

2 – دست راست پیرمرد
دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که اشاره به ستایش و پرستش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد، که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود، و عجیب آنجاست که پیش از زرتشت، آریاییان به وجود "فره وهر" (روح) و "اهورَ" (خدا) اعتقاد داشته اند.
   
3 – حلقه ای که در دست چپ پیرمرد است
چنبره ای (حلقه ای) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره (حلقه) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند .
   
4 – بالهای نشان فره وهر
بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .

  
5 – سه ردیف پر بر روی بالهای فره وهر
سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد  که بعدها به نشان اضافه شد. که بی شک میتوان گفت تا میلیونها سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک ایرانیان است. بالهای "فره وهر" برای پرواز، پیشرفت و تعالی انسان به سوی اهورامزدا از این سه ردیف پر تشکیل شده و بالهای انسان تنها با حمایت این سه ردیف پر (کردارنیک، گفتارنیک، پندارنیک) توانایی پرواز و پیشرفت را دارد.
   
6 – حلقه ای که کمر پیرمرد را دربرگرفته است
در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره (حلقه) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به "دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .
   
7 – دو سر حلقه که به پایین آویزان گشته است
دو رشته از چنبره (حلقه) به راست (خیر) و چپ (شر) کشیده شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد . یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .
   
8 – قسمت دم که سه ردیف پر دارد
قسمت دم نیز همانند قسمت بالها به سه ردیف پر تقسیم شده. انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک دارد. پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید "اشو زرتشت" همین سه فرمان است. که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .

  

این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم
 



کوروش، نخستین کسی بود که به ارزش و جایگاه رهایی‌‌بخش پی برد و وارون بر پادشاهان خونریز و ویرانگر، روی نیک‌‌رفتار و سازندۀ فرمانروایی را بر جهانیان نمودار ساخت. این‌‌ها همه، در بنیان‌‌های اخلاقی و منش نیک خود کوروش ریشه داشت. او تنها و بنا بر یک حقۀ سیاسی از فرنام رهایی‌‌بخش بهره نبرد، بلکه به راستی چنین باوری دربارۀ خود داشت.


کوروش، شاهی جوانمرد و دوست‌‌داشتنی بود و آن اندازه هم هوشمند بود تا قلمرو میانی -ایران‌‌زمین- را یکپارچه نگاه دارد. او سیاستی را بنیان گذارد که این یکپارچگی و توانمندی را برای سده‌‌ها پایدار نگاهداشت. استوارترین برهان بر معنادار بودن این نام‌‌واژه (ایران‌‌زمین)، آنست که، همینکه پیوندهای دیرپا و یگانگی تیره‌‌های ایرانی بار دیگر پا گرفت، دیگر هیچگاه گسسته نشد و این خود همواره با گرایشی به یکپارچگی و آمیختگی‌‌های فرهنگی، زبانی و جمعیت‌‌شناختی همراه بوده است.



روز هفتم آبان، روز کوروش بزرگ است. روز هفتم آبان روز منشور انسان و انسان سالاری و نفی بردگی از سوی ملت بزرگ ایران است.
کوروش بزرگ به نمایندگی از سوی ملت بزرگ ایران، در روزگاری منشور انسان و انسان سالاری و نفی بردگی را اعلام کرد که فخر مردمان و حاکمان دیگر، کشتار مردمان، ویرانی سرزمین ها و به بردگی کشاندن انسان ها بود:

مرد ناشایستی به نام [ نبونید] به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
او آیینهای کهن را برانداخت و نادرستیها را جایگزین آنها کرد.
او کار ناشایست قربانیکردن [انسان] را رواج داد که پیش از آن نبود... هر روز کارهای ناپسندی میکرد. خشونت و بدکرداری
او کارهای... روزمره را دشوار ساخت.
او با وضع مقررات نامناسب در زندگی مردم دخالت میکرد.
او غم و اندوه در شهرها پراکند.
او مردم را به سختی گذران زندگی دچار کرد و هر روز به شیوهای مردمان شهر را آزار میداد.
او با کارهای زشت خودِ مردم را نابود میکرد... همهی مردم را.

از این‌رو، او کوروش را برانگیخت تا راه بابل در پیش گیرد... مردم بابل و سراسر سرزمین سومر و اکدو همهی فرمانروایان محلی، فرمان کورش را پذیرفتند و از پادشاهی او شادمان شدند و با چهرههای درخشان، او را بوسیدند.
مردم، مردی را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند.
همگی ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.

آنگاه که بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شدم، همگی مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و سرزمین وارد آید.  من برای صلح کوشیدم...  من برده‌داری را برافکندم.
(از منشور انسان و انسان سالاری کوروش بزرگ)







کوروش بزرگ یا کوروش کبیر معروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵2۹ تا سال ۵5۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون و گسترش تمدن، شناخته شده‌است.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

میراث جهانی یونسکو :

مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای ‌مانده از دوران هخامنشی است که در ۱۳۵ کیلومتری شمال شیراز در منطقهٔ پاسارگاد استان فارس واقع شده‌است.

این مجموعه دربرگیرندهٔ ساختمانهایی  چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.



مرد اونیه كه به خاطر ناموس مردم بجنگه نه با ناموس مردم



منشور کورش هخامنشی، کهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های بی‌پایان در رنج بوده است و کشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای رهایی مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است که پیروزمندانِ میدان نبرد و چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شکسته و مردم فرودست رفتار می‌کرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوکننده رفتار نیک کورش بزرگ، پادشاه نیرومندترین کشور آنروز جهان، و کنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان گیتی بوده است.

جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاک سرزمین‌ها، که با تاختن بر اندیشه، باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند. مردمانی که باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند؛ مردمانی که نیازمند دانش و فن‌آوری کشورهای دیگر باشند؛ شکست‌خوردگان جهان امروزند. پیشینیان ما گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند. ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شکسته نشدن در جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دانلود آهنگ
دوشنبه ششم آذرماه سال 1396 06:49
مطلب خوبی بود
quickutensil8870.jimdo.com
پنجشنبه بیست و دوم تیرماه سال 1396 19:58
I'm very pleased to find this page. I wanted to thank you for your time for this particularly fantastic read!!
I definitely appreciated every part of it and i also
have you saved to fav to see new stuff in your blog.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر